سومین فصل مبهم
چیزی در میانه های سومین فصل مبهم
سه شنبه 1386/12/14
( خشك مي شوم در ابهت ابهام )
خدا كند كه دلم براي كسي تنگ نشود
و زخمه هاي ساز دلم بد آهنگ نشود
خدا كند به گناه چشم به راه ماندن دل
به نفرين زمانه ، تن خاكي من سنگ نشود
مي ايستم .
خيره مي شوم به امتداد نگاهت .
چندمين هزاره است كه در امتدادنفرين نگاه مبهم تو ، سنگ شده ام ؟
نوشته شده توسط مجید / ش .
در 15:42 | لینک ثابت
•
جمعه 1386/12/10
( راه های پر از برف و بهمن و ابهام )
از راه آمده ام .
خسته از راه و بیراه .
برخی از راه ها را در برف می روم و در ابهام برمی گردم .
برخی از راه ها را در ابهام می روم و در ابهام بر می گردم .
نمی دانم اصلا راه می روم ؟
یا اینهم یک ابهام است در خیالاتم ؟
آیا راه می روم ؟
خسته از راه
چند برف و بهمن و ابهام را مرور می کنم :
ابهام کوه و مه و برف
شروع یک بهمن
برفباد
ابهام آب
ابهام فصل .
نوشته شده توسط مجید / ش .
در 2:20 | لینک ثابت
•
