سومین فصل مبهم
چیزی در میانه های سومین فصل مبهم
شنبه 1386/12/04
گریز از زمان به زمان
روزهای اولین فصل مبهم بود . روزهایی که باد می وزید . فقط باد می وزید تا سالها بعد هیچ چیزی جز ابهام باد در خاطر نمانده باشد . اما سالهای بعد نیز در تمامی فصول مبهم باد می وزید . فقط باد می وزید تا رقص هر برگی در باد ، به یادت بیاورد روزهای پر از وزش را . به عقب بر می گردم . به روزهای حوالی زمستان 65 . به روزهایی که بادهای اولین فصل مبهم در خاطرم رژه می رفتند :
در باد
موهای مادرم
به رنگ حنا
می درخشند
و پیراهن سپید خواهرم
در باد
می رقصد .
باد می وزد
و پیچک سبز
دورِ درخت ِ سیب می پیچد
- همچون برادرم ، که گِردِ خویش –
و در باد
موهای مادرم
به رنگ سپید
به رویای نگاه مهربان روح پدر
گره می خورند
و شانه های خواهرم
به رنگ چادر سیاه
در باد
می لرزند
و برادرم
دیریست که نیست .
نوشته شده توسط مجید / ش .
در 0:36 | لینک ثابت
•
